خرید بک لینک
هو از خیابان نوای حزینی به گوش می رسد. زمزمه وار، مبهم و یکسره بی توقف.  دلم تنگ شده بود برای این کنج خلوت.برای شبی مثل امشب که می شود در فکر و اندوه و تمنا غوطه خورد. قرار است فردا بعد از مدتها استادهایم را ببینم، و شاید وعده این دیدار، بی اثر نباشد در حال نادر امشب من. مجتبی خوابیده، صدای نف

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:23

هوالعلیم

چقدر لب برچیدن و بغض فرو دادن و به دنبال دستاویزی برای نشاط گشتن- تا خنده ها آنقدرها هم مصنوعی نباشند- ، راحت تر است از توضیح حالت برای کسی که نمی فهمد. 

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:23

هوالقریب کلمات را از ارزش نینداز عزیز منوقتی چیزی را که نیستی و من به وضوح می فهمم که نیستی، ادعا می کنی، کلمات بی ارزش می شوند. کلمات که بی ارزش شوند، امید هر راهی را می بندی بنده ی خداآخر تمام راه ها با کلمه اند که ممکن و مفهوم می شوند.راه اعتماد را می بندیراه تعامل را می بندیراه دوست داشتن

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:23

صفحه بندی